تبلیغات
نخونک آزاد - حال کن سوتی بسیجی ها رو
 
نخونک آزاد
شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : یاور
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران

احمد دست جواد را گرفته بود که یادش بده چطوری با مردم منطقه ارتباط برقرار کنه.

یه دختر بچه رو دیدن ، احمد رفت جلو :

-سلام کوچولو . اسمت چیه ؟

-زهرا.

-خب زهرا خانم گل ،چند سالته؟

-7سال.

-آفرین! این شکلاتو بگیر.

جواد که به خیال خودش حالا یک دوره ی عملی کار فرهنگی در مناطق محروم رو گذرونده بود ، دوید سمت یه دختر بچه دیگه و گفت:

-سلام . خوبی کوچولو؟اسمت چیه؟

دختر بچه قرمز شده بود و این طرف و آن طرف را نگاه می کرد. گفت:

-فاطمه.

-فاطمه خانم چند سالته؟

-17سال !

قدش خیلی کوتاه بود معلوم نبود چند سالشه. شانس آوردیم جریان نرسید به دادن شکلات!





نوع مطلب : طنزواره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 تیر 1392
یاور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر